بهانه ها از نقطه شروع شد . از داستان ِ سلاخ ِ شاملو . و از تماشا . پاسبانها و مستها ، همه بودن و ما . بهانه ها شد خط نوشته ها و آغاز . برای صفحه ای از تقویم . و یکی شدیم . من . زهرا . شدیم زابا . برای یک عمر ِ بی هم نبودن . و بی غم بودن .
پ ن ۱ : خطبۀ عقد مان را امروز خواندند ، سه سال پیش . همه خوشبخت باشیم .
پ ن ۲ : تجربه در این سه سال به من نشان داده که مایع ِ ظرف شویی ِ "گلی" بهتر از "جام " است ٬ هر چند مجدالدین هشت سالی می شود که از " جام " استفاده می کند !!!